میخوام این بار از اولش شروع کنم و برم سال 92
همون موقعی که تازه تازه دیده بودمت و هنوز زیاد نمیشناختمت
همون وقتایی که سعی میکردم هرجوری که شده حتی از دور ببینمت
همون وقتایی که حتی زمان رفتن و اومدنت رو فهمیده بودم و منتظرت میموندم
همون وقتایی که فهمیده بودم عاشقت شدم
ولی کاری از دستم برنمیومد تا اینکه یه روز نتونستم جلوی خودمو بگیرم
و گفتم دیگه صبر و تحمل کافیه و باید پا پیش بزارم
امروز سالگرد همون روز هست
و الان که اینو مینویسم تقریبا نزدیک همون لحظه ای که برای اولین بار حرف زدیم
امروز سالگرد 12 سالگی رابطه ماست
همون رابطه ای که با ترس شروع کردیم و هنوز داریم ادامش میدیمرابطه ای که واسه یه دلیل شروع شده بود و تا الان ادامه پیدا کرده
و تا ابد هم ادامه دار میشه
دلیل این رابطه چیزی جز عشق نبوده و نیست
عشقی که هیچ وقت ازش کم نشده و بلکه همیشه بیشتر هم شده
حالا حالا میتونم کلی حرف بنویسم و از همه خوبی هات بگم
از همه خوشی هامون بگم
ولی دیگه خلاصش میکنم و میگم
سالگرد باهم بودنمون
برچسب:
نویسنده: سارا اسدیپور