صور شده ، سور شده ، دولت منصور شده
در غم و تنهایی تو ، جبر به مجبور شده
در دو جهان ، هرچه زمان ، فاش و نهان
عشق تو در سینۀ این ناصره منظور شده
در طلب مغفرت و درصدد روی توام
قلب تهی دست منم سوی تو مأمور شده
تیر زده ، تیر زده ، تیر به این پیر زده
قلب ترک خوردۀ من صد دفعه معمور شده
خوار شده ، مور شده ، پیش تو منفور شده
کور شده ، دور شده ، از همه معذور شده
ای دل پرهیز شده ، عشق تو سرریز شده
پای دلم سوی تو در دام تو محذور شده
خیره شده ، چیره شده ، چیره به هر تیره شده
سور شده ، سور شده ، قلب تو مسرور شده
# م ف
برچسب:
نویسنده: سارا اسدیپور